:: امواج خمسه ::
ما زنده به آنیم که آ‌رام نگیریم : موجیم که آسودگی ما عدم ماست
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

 

 

سورة مباركه الرحمن

مَرَجَ الْبَحْرَینِ یلْتَقِیانِ (۱۹) بَینَهُما بَرْزَخٌ لا یبْغِیانِ (۲۰) فَبِأَی آلاءِ رَبِّكما تُكذِّبانِ (۲۱) یخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (۲۲)

دو دریا را به گونه‏ای روان كرد كه با هم برخورد كنند. (۱۹) اما میان آن دو حد فاصلی است كه به هم تجاوز نمی‏كنند. (۲۰) پس كدامین نعمتهای پروردگارتان را انكار می‏كنید؟(۲۱) از آن دو، مروارید و مرجان خارج می‏شود. (۲۲)

سوره مباركه فرقان آیه ۵۳:

«و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»

و اوست كسی كه دو دریا را موج زنان به سوی هم روان كرد این یكی شیرین و آن یكی شور و تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار داد.

در شهر توریستی اسكاگن این زیبایی را می‏توان در سجیه دید، این شمالی‏ترین شهر دانماركیهاست، جایی كه دریای بالتیك و دریای شمال بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یكی نمی‏شوند و بنابرین این راستا بوجود می‏آید.






نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: سه شنبه 1391/03/2 :: توسط : مصطفی نجفی

امام جمعه موقت تهران در مراسم بازگشایی ایستگاه های توسعه غربی خط 4 مترو تهران حدفاصل میدان انقلاب تا میدان آزادی از عمکرد مدیریت شهرداری تهران در بحران اخیر مترو تقدیر کرد.
امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه شما هیچ وقت کم نگذاشتید گفت: شما در جبهه های جنگ کم نگذاشتید، در حماسه های حضور و دفاع از ولایت کم نگذاشتید
!!!!!، در خنثی کردن توطئه ها و فتنه های جدید و قدیم کوتاه نیامدید!!!!!!!، شما زیر پرچم حضرت علی(ع) و اهل بیت هستید، از طرفداران فاطمه (ص) و تا ظهور حضرت مهدی(عج) حول سنگر نیابت ایشان که سنگر رهبری و مرجعیت است می چرخید و با تمام وجود از آن دفاع می کنید.

وی ادامه داد: من به شما با یک قداست و تقدیس نگاه می کنم و خاک پای شما را تبرک می دانم که این همه بی شائبه در خدمت نظام هستید!!!! با این گرانی و با این مشکلات و با این ندانم کاری برخی مسئولین!!!!، شما حضورتان هر روز بیشتر و عمیق تر و بصیرتتان مثال زدنی تر است!!!   


نمیدونم جدیداً چی شده ائمه جمعه تهران ییهووووو اینقدر به برادر دکتر سردار کاپیتان علاقهمند شدند!!! اون از افاضات آقای جنتی (دام عمره) اینم از افاضات شیخ معزز!!

بنده به نوبه خودم، از همین الان ریاست جمهوری رو به برادر دکتر سرتیپ سردار کاپیتان .... تبریک میگم؛ و برای ایشان سیلاب های گاه و بیگاه مداوم آرزومندم چون احتمالا باید نوبت به جنابان یزدی و خاتمی هم برسه!!!

البته کاش جناب صدیقی کمی در مورد بصیرت منیر دکتر.... در ایام فتنه هم توضیح بدهند، البته ندادند هم مهم نیست؛ چون بصیرت دیدن در افراد چشم بصیرت میخواد که بنده حقیر رو سیاه ندارم و احتمالا اهل فن که دارند دیدند که همون هم کفایت میکنه!!

تقبل الله !!!






نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: سه شنبه 1391/02/12 :: توسط : مصطفی نجفی


امسال نمی دانم چرا... اما فاطمیه دلم به بحرین گره خورده...
اصلا بحرین برای خودش فاطمیه ای داره ...
چقدر کوچه ی تنگ...
چقدر در سوخته...
وزیر امنیتشان(!) گفته گریه و عزاداری برای فاطمیه ممنوع است...
بیت الاحزان شده بحرین!
نمیدونم؛ ولی من به شخصه همیشه فاطمیه رو خیلی غریبونه تر از محرم حس میکنم همیشه فکر میکنم خدا نمی خواد غربت دل حضرت زهرا از یاد بره.
امام حسین تو کربلا غریب بود چون از وطن دور بود ولی بیش از 100 نفر جان برکف دور حضرتش بودند ولی حضرت زهرا غریب تر بود!! به نظرم غربت اونجایی زیاده که کسی کنار دوستاش باشه کنار همکیش و هم ولایتی هاش باشه ولی باز غریب باشه؛ مثل امام حسن که تو خونه خودشم غریب بود!! امسال این غربت رو تو بحرین حس کردم!!
من از حرامیان آل سعود و آل خلیفه انتظاری جز این ندارم؛ از بقیه امت عربی (باصطلاح اسلامی) هم جز این خاطره​ای ندارم؛ عرب و بی غیرتیش!!
ولی درد من از وزارت خارجه ام القرای جهان اسلام هست که اینگار تو دهنش چسب ریختن!
کاش این جوونای بحرینی یهودی بودند!! کاش صهیونیست بودند تا وزارت بی خاصیت خارجه ما کمی از اسرائیل هواداری یاد میگرفت!
کسی انتظار نداره وزیر خارجه ما از پس محاسبه هزاران تابع و انتگرال به این نتیجه برسه که باید حداقل سفیر ال خلیفه رو احضار کنه و محض خالی نبودن عریضه چهار تا قوپی و تشر بیاد!
کسی انتظار نداره ...
نمیدونم شاید ما انتظارمون از وزارت خارجه زیاده!!! شایدبرای وزارت خارجه ما چهار تا قمپز درکردن هم خیلی کار صعب و دشواری باشه!!
نمیدونم ..........!!!
ولی کاش بحرینی ها شیعه نبودند!!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: پنجشنبه 1391/01/31 :: توسط : مصطفی نجفی


در جامعه ای که بنیان اقتصادش ربا و کاپیتالیسم باشد؛ سرعت رشد بانکها از خوشه های گندم بیشتر می​شود!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: پنجشنبه 1391/01/31 :: توسط : مصطفی نجفی
 




وزارت خارجه ترکیه روز چهارشنبه سفیر ایران در این کشور را به دلیل اظهارات مقامات ارشد ایرانی در نکوهش کنفرانس بین المللی مخالفان حکومت سوریه در استانبول ،  احضار کرده است .

این اتفاق درست در زمانی اتفاق افتاد که ایران اعلام کرد دیگر نمی خواهد که مذاکرات این کشور با غرب در استانبول برگزار شود. علاوه بر این علی لاریجانی رئیس مجلس ایران ، هم انتقادات شدیدی را علیه کنفرانس مخالفان سوریه که در استانبول برگزار شد ، وارد کرده است .

داوود اغلو وزیر خارجه ترکیه بدون اینکه نامی از علی لاریجانی ببرد ، در بیانیه ای مطبوعاتی اعلام کرد که سفیر ایران را فراخوانده است تا درباره اظهارات مقام های ایرانی از وی توضیح بخواهند . رئیس مجلس ایران «کنفرانس دوستان سوریه» را که در استانبول ترکیه  برگزارشده بود را اجلاس کشورهای رشوه دهنده به اسرائیل نامیده بود.

وزیر خارجه ترکیه همچنین اعلام کرده است که این مساله را با صالحی وزیر خارجه ایران هم درمیان گذاشته است و صالحی در این باره گفته است که این موضع (انتقاد علی لاریجانی از کنفرانس مخالفان سوریه) موضع سیاست خارجی ایران نیست .

لازم به ذکر است که از زمانی که مقامات مختلف ایرانی اعلام کرده اند که تمایلی ندارند که مذاکرات هسته ای ایران و غرب در ترکیه برگزار شود ، مقامات ترک نیز به دنبال بهانه ای برای اعمال فشار به ایران برآمده اند .

اما نکته مهم تر این است که وزیر خارجه ایران گفته است که اظهارات رئیس مجلس ایران ، موضع رسمی دستگاه سیاست خارجی نیست . به فرض پذیرش این سخن ، پسندیده است، مهندس صالحی اکنون بفرمایند موضع رسمی دستگاه سیاست خارجی ایران درباره کنفرانس مذکور چیست؟

علی​الظاهر وزارت فخیمه خارجه یک جزیره ی مجزا از مجموعه جمهوری اسلامی بوده که سایر مسئولین حق ورود به مرزهای آن را ندارند و تمامی اظهارات آنان در باب مسائل خارجی ـ  خارج از موضع خارجی جمهوری اسلامی میشود!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: پنجشنبه 1391/01/17 :: توسط : مصطفی نجفی

علی دایی با بیش از 100 گل زده، شد آقای گل جهان ، و دایی علی با شکار بیش از 100 تانک متجاوز عراقی شد جانباز و خانه نشین..
خبر بستری شدن علی دایی به عنوان قهرمان ملی درتمامی بخش های مختلف خبری ( دقت بفرمایید تمام بخش های خبری نه بخش خبرهای ورزشی!) پخش شد ! ولی خبر بستری شدن "دایی علی" ها را هیچ کس متوجه نشد! میدونید اوج غربت کجاست؟ اوج غربت این نیست که مثل امام حسین (ع) بری تو کربلا ـ تو دیار غربت ـ با لب تشنه شهید شی!! اوج غربت اونجاییه که مثل امام حسن (ع) حتی وقتی بری تو خونه​ی خودت، باز هم غریب باشی!! ما که سن و سالمون به جنگ و اینا قد نمیده ولی گاهی از خودم می​پرسم اگه یه روزی منم مثل این جانبازا قطع نخاعی یا شیمیایی بودم بعد میدیدم  ـ چندتا هنرپیشه مزلف و بی اخلاق که هرروز تو یه پارتی و یه مفسده خونه اسمشون در میاد یا چندتا فوتبالیست بی​اخلاقتر که حتی از دوربین تلویزیون هم حیا نمیکنن و زمین فوتبال رو به اتاق خواب تبدیل میکنند!! - این همه تقدیر میشه و هر روز اسمشون بعنوان قهرمان و چه و چه مطرحه! دم هر عید و مناسبتی گلدن تایم دوربینها واسه این جماعته. اما قهرمانان اصلی این وطن تو مملکت خودشون تو اوج غربتن ـ واقعا چه حسی داشتم؟

کاش جمهوری اسلامی هم رسانه داشت ـ البته نه فقط یک رسانه ملی!! بلکه یک رسانه اسلامی










نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: پنجشنبه 1391/01/10 :: توسط : مصطفی نجفی

بعد از سالها که فکر میکردم تو سینمای ایران فقط مهملات میشه دید؛ رفتم و قلاده​های طلا - ساخته ابوالقاسم طالبی رو دیدم و لذت بردم.




من این فیلم را ساختم که اگر فردا تحریف کردند مانند جنگ تحمیلی کاری از پیش نبرند.

این جمله را فقط با دیدن فیلم می​فهمید!

لینک برای دانلود آنونس فیلم

لطفا این فیلم رو با اخراجی​های 3 ؛ پایان نامه، یا هر فیلم دیگه​ای که در مورد فتنه ساخته شده، مقایسه نکنید!! چون قابل مقایسه نیست!!!!!!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: پنجشنبه 1391/01/3 :: توسط : مصطفی نجفی

برای دیدن یا دانلود اینجــــــــا را کلیک کنید
!





نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: سه شنبه 1390/12/2 :: توسط : مصطفی نجفی
مسئولین اگر از خجالت بمیرند جا دارد!! مردم باز هم آمدند علیرغم همه نامردیها! همه گرانی​ها! همه سیاسی بازیها!
این لبیک به یک رهبر دلسوز است وگرنه مسئولین برای این مردم پشیزی نمی ارزند!!




















نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: دوشنبه 1390/11/24 :: توسط : مصطفی نجفی
هنوز شاید یکی و دوسال از افتضاح برکناری رئیس دیپلماسی کشور در سنگال ـ که نقطه عطفی در سیاست خارجی ایران محسوب می​شد ـ نگذشته باشد و همگان انتظار داشتند بعد از متکی و این افتضاح دیپلماتیک، فردی نه بهتر ولی حداقل در حد منوچهر متکی سکاندار سیاست خارجی ایران شود. ولیکن معرفی مهندس صالحی بعنوان فردی از متخصصین فنی مهندسی ـ که کوچکترین بهره را از سیاست و دیپلماسی ندارد ـ اذهان شک زده تحلیلگران را دچار هبوت و بهت دوچندان کرد. نتیجه این انتصاب برازنده در اولین گام اینگونه نشان داده شد:

الف) ترکیه و بحران رفتارشناسی آن:

در شرایطی که ایران، دولت ترکیه را ـ در زمان متکی ـ توانسته​بود، بعنوان یک شریک ایده​ال در مذاکرات هسته​ای در کنار خود داشته باشد؛ ضعف نگاه واقعگرایانه و دیپلماتیک ایران باعث شد تا که در پشت همه تحلیلها و کف و سوت زدن​ها و استفاده عجولانه از القاب "برادر" و "دوست" ـ برای دولت اسلامگرای ترکیه ـ به ناگاه آوار شک و بهت بر سر تحلیلگران دستگاه خارجی ما فروریزد و با یک نطق تلویزیونی اردوغان و پیشنهاد استفاده از دولت لائیک بجای دولت اسلامی در مصر ـ دوستان فقط سکوت را پیشه خود سازند؛ این شک و بهت زمانی بیشتر شد که دولت ترکیه پس از آن همه ژست​های ضدصهیونیستی، به یکباره در مقابل استقرار موشکهای ضدایرانی ناتو و آمریکا؛ شورشهای ضد سوری؛ مواضع ضد اسد اتحادیه عرب و ... سرخم کرد؛ و چهره​ای کاملا غربی به خود گرفت. این اشتباه از آنجا ناشی شد که دستگاه دیپلماسی ما متوجه نبود که تمام این ژستهای ضدغربی ترکیه؛ یک خط و  نشان دیپلماتیک از جانب ترکیه علیه غرب، بخاطر سنگ​اندازیهای آنها در پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا بوده و هست؛ و به مجدد اینکه این سنگ​اندازیها تخفیف یافت، ترکیه نیز به همان اندازه به غربیها روی خوش نشان داد.




ب) حماس و منگی دیپلماتیک ایران در برابر وی:

سفر اسماعیل هنیه، نخست‌وزیر دولت قانونی فلسطین، به بحرین و استقبال گرم شاه بحرین از او، همچنین امضای موافقت نامه تشكیل دولت ملی فلسطین توسط خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی حماس، و محمود عباس رئیس تشكیلات خودگردان فلسطین، در قطر، از رویدادهائی هستند كه ذهن ناظران سیاسی منطقه‌ای و بین‌المللی را متوجه این سؤال مهم كرده‌اند كه آیا حماس دچار تغییر شده و قرار است از این پس سیاست مبارزاتی خود را به چیز دیگری تبدیل كند؟ آیا فاجعه یاسر عرفات و دولت سازش دوباره در حال تکرار است؟

این سؤال مهم هنگامی عمده‌تر و عمیق‌تر می‌شود كه سه رویداد مهم دیگر نیز به آنچه در بحرین و قطر گذشته است افزوده شود. این سه رویداد عبارتند از:

- فاصله گرفتن سران حماس از دولت سوریه
- سفر خالد مشعل به اردن و ترمیم روابط حماس با شاه آن كشور
- و پذیرش شیوخ قطر به عنوان میانجی مورد اعتماد میان حماس و فتح بجای ایران

سفر خالد مشعل به اردن با توجه به اینكه وی به همراه 4 نفر دیگر از رهبران حماس در سال 1378 توسط دولت این كشور بازداشت و اخراج شد، مفهوم خاصی دارد، به ویژه كه خالد مشعل به همراه ولیعهد قطر شیخ تمیم بن حمد، به این سفر مبادرت نموده و از این سفر به عنوان نقطه آغاز روابط دو طرف یاد كرد.

پذیرش شیوخ قطر به عنوان میانجی با توجه به اینكه شیوخ قطر از یكطرف به دلالی برای صهیونیسم معروفند و از طرف دیگر با دلارهای نفتی خود در سوریه و تعدادی دیگر از كشورها مشغول دنبال كردن طرح‌های آمریكا هستند، دارای مفهوم ویژه‌ای می‌باشد.

شیوخ قطر، در بحرین نیز به آل خلیفه برای سركوب مردم مظلوم بحرین كمك می‌كنند و دستشان تا مرفق به خون این مردم آلوده است.

روابط شاه اردن با رژیم صهیونیستی و نوكری وی برای غرب نیز از روشن‌ترین مقولات در جهان عرب است بطوری كه كلیه صاحبنظران، شاه اردن را دست نشانده آمریكا و نوكر صهیونیست‌ها می‌دانند.

این مجموعه نكات، اكنون زمینه را برای پاسخ دادن به سؤالی در ذهن ناظران سیاسی منطقه به ویژه تحلیل گران مسائل فلسطین درباره تحركات اخیر سران حماس وجود دارد، بگونه‌ای فراهم ساخته كه بطور طبیعی به استنباط نوعی سازش توسط سران حماس برسند. خالد مشعل و اسماعیل هنیه درست در زمانی به اردن و بحرین سفر كرده و دستان ملک عبدالله و شیوخ آل خلیفه را می‌فشرند كه آنها پیش از هر زمان دیگری در میان ملت‌های عرب بدنام و منفورند.
فشردن دستان شیوخ قطر توسط خالد مشعل و پذیرفتن همان دلارهای نفتی كه بخشی از آن برای تبدیل شدن به گلوله برای فرود آمدن بر سر مردم بحرین و اردن می‌شود و به سلاح‌هائی در دست مخالفان دولت سوریه می‌گردد، بشدت سران حماس را زیر سؤال برده است. مهم‌تر آنكه امضای پیمان تشكیل دولت ملی با محمود عباس از دو جهت زیر سؤال است؛ اول اینكه ریاست دولت قانونی فلسطین بدینوسیله به محمود عباس سپرده می‌شود و دیگر اینكه در مهره آمریكا و رژیم صهیونیستی بودن محمود عباس تردیدی وجود ندارد.

آنچه که این حقیر از مسائل مذکور برداشت دارم این تراژدی غمبار است که دموکراتهای موج سوار در کاخ سفید، از ضعف دیپلماتیک ایران در منطقه بخوبی در حال بهره​برداری هستند و با استفاده از دلارهای عربستان در حال شکل دادن نوع جدیدی از بلوک غربی ـ عربی علیه ایران هستند و در این زمینه سعی دارند بخوبی از متحدان ایران علیه خود ایران استفاده نمایند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: جمعه 1390/11/21 :: توسط : مصطفی نجفی

جریان انحرافی(!)؛ واژه ای که به خاطر دارم اولین بار از  سایت و دهان هاشمی رفسنجانی بیرون آمد. واژه ای که با بیانش در جامعه ی سیاسی کشور تمام چشم ها دوربین ها و قلم های سیاست زده ی کشور رو به سوی خود چرخاند و برای آنها سوژه ای نسبتاً انتزاعی مبدل ساخت. چرا که در مه آلودی و غبار فتنه ی 88 تمامی گروهک های سیاسی و رسانه های خبری توانسته بودند به ماهی گل آلود خود برسند. فتنه ای که در آن خیلی ها انگ خوردند و خیلی ها مجرمان اصلی بودند که نه در آماج اتهامات رسانه ای واقع شدند و نه زیر تیغ قوه ی قضاییه قرار گرفتند....

صحبتها از پدیدار شدن فتنه ای جدید(!) کم کم توسط محافل سیاسی و غالب رسانه های یک دست کشور که اکثراً اصولگرا خود را میدانستند جان گرفت و سوژه ای خبرساز شد برای روزنامه هایی که با این اخبار غالباً به روزی نامه تبدیل شده بودند. و دیدیم و البته می بینیم که سایت ها و روزنامه ها از هم در این امر بسی سبقتها گرفتند تا نکند از سوژه ای ایهامی عقب بمانند.

دغدغه های عظیم نظام و عقب افتادگی ها و مطالبات و سیاست خارجه و محاکمه خاطیان فتنه88 و آقازاده ها و مفاسد اقتصادی و جهاد اقتصادی و سخنان رهبری و غیره و غیره همه به فراموشی سپرده شدند و همه ی تیترها معطوف به خبرسازی به "جریان انحرافی" شد.




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: سه شنبه 1390/11/11 :: توسط : مصطفی نجفی
بالاخره بعد از مدتها - چندی قبل موفق شدم یک نسخه خوب از فیلم ـ انیمیشن آواتار را ببینم.



این فیلم که به کارگردانی جیمز کامرون ـ کارگردان فیلم تایتانیک ـ ساخته شده روایت سال ۲۱۵۴ میلادی است. داستان در یکی از چندین ماه سیاره‌ای در سامانه ستاره‌ای آلفا قنطورس به نام پندورا (به انگلیسی: Pandora) اتفاق می‌افتد. انسان‌ها تحت شرکتی به نام آردی‌اِی مشغول خارج کردن سنگی با ارزش و فلز مانند از دل این سیاره هستند. پندورا حاوی گوناگونی شگفت انگیزی از زندگی فرازمینی است، و جوی غیر قابل استنشاق برای انسان‌ها دارد، همچنین محیطی در تضاد با طبیعتی که مانند آن در روی زمین وجود دارد. نام سیاره از این جهت اشاره به وضع مصیبت‌وار آن (از دید انسان) دارد (که به اسطوره‌شناسی پاندورا باز می‌گردد).

از میان جانداران بومی این سیاره موجوداتی شبیه به انسان هستند که «ناوی» نامیده می‌شوند. ناوی‌ها دارای سطح بسیار پایین‌تری از پیشرفت فنی در مقایسه با انسان‌ها هستند و نیمه وحشی و بدوی به نظر می‌آیند، اما دارای فرهنگی بسیار غنی و کل‌نگر هستند که آنها را با مکان زندگی‌شان در حال تعادل قرار می‌دهد.

پندورا دارای سیستم حیات وحش نامتعارفیست، بطوریکه سیاره و تمام موجوداتش دارای یک شبکه عصبی مشترک بوده و با هم در ارتباطند (که یادآور مفهوم گایا در اسطوره‌شناسی و جنبش‌های محیط زیستی است). ناوی‌ها از طریق نقاط اتصالی نورونی (به انگلیسی: neural interface) در گیسوان موهای خود، از نظر خودآگاهی با اسب‌های خود متصل می‌شوند، و درختان جنگل از طریق ریشه‌های خود اتصال عصبی با یکدیگر دارند. خلاصه اینکه محیط پاندورا محیطی است که دانشمندان بشری در فیلم را سخت تحت تاثیر قرار داده، و محیط منحصر به فرد این دنیا، مرزهای بین علم و عرفان را درهم می‌نوردد.

منابع طبیعی که بشر در این سیاره بدنبال آن است آن‌آبتینیوم (به انگلیسی: unobtainium) (به معنی عنصر نایاب) نام دارد. این ماده نوعی سنگ کانی مرموزی است که دارای خواص میدانی عجیبی است، بطوریکه باعث ظهور آثار پادگرانشی و اختلال میادین الکترومغناطیسی می‌شود.
در داستان فیلم، زمینیان بمنظور تصرف منابع سرشار پندورا (سیاره ناوی‌ها)، آماده برای اشغال نظامی و استفاده از قوه قهریه می‌شوند که منجر به نابودی خانه و کاشانه ناوی‌ها و محیط زیستشان خواهد گشت. ناوی‌ها اکنون در معرض انقراض قرار دارند.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: جمعه 1390/11/7 :: توسط : مصطفی نجفی
در روز 19 دی امسال متاسفانه باز هم شاهد لغزش یكی از باصطلاح خواص بی بصیرت در جامعه بودیم؛ سرداری كه بعد از سالها مجاهدت در مقابل دشمن، در اشتباهی استراتژیك جبهه دشمن و خودی را نشناخت و به سنگر فرماندهی نظام اسلامی آنش گشود. البته در همه جای دنیا مرسوم است كه در این مواقع افراد سریعا از گفته‌های خود اظهار ندامت كرده و به رویه سابق خود برمیگردند.
اما ظاهرا در ایران رسمی دیگر برقرار است؛ وقتی امروز به صفحه 14 روزنامه كیهان نگاه میكردم خبری در باب "جزئیات جلسه فرماندهان سابق نیروی دریایی سپاه با علایی" را دیدم كه دارای نكات بسیار آموزنده و قابل توجهی بود:
حسین اعلایی كه بعد از اظهارات نسنجیده و غیرقابل توجیهش در باب مقایسه نظام پهلوی و شخص شاه با رهبری و نظام اسلامی، مورد نفرت و اعتراض امت حزب الله واقع شده بود؛ ترجیح به توجیه و فرار ـ و نه عبرت و برگشت ـ از مواضع خود شده و با كمال تعجب بازتاب این اظهارات در روزنامه كیهان جای بسی شگفتی داشت.
در این روزنامه ادعا شده:" آقای علایی نسبت به برداشت های غلط از این مقاله اظهار تاسف كردند ... آقای علایی گفت اگر برداشتی از مقاله من شده است كه علاقمندان به نظام را ناراحت كرده من عذرخواهی می كنم، من هیچ نیت سوئی نداشتم و هدفم صرفا عبرت آموزی دیكتاتورهای عربی!!! از سرنوشت رژیم شاهنشاهی ایران بود و فكر نمی كردم كسانی بخواهند نظام مردمی جمهوری اسلامی را با نظام دیكتاتوری رژیم گذشته مقایسه كنند."

حال این سوالها پیش میآید:

1. جناب آقای اعلایی اگر بواقع مخاطب شما سران مرتجع عرب بوده چرا حتی یك اشاره به آنها و انقلاب آنها نكردید؟؟ بالاخره این چطور مقایسه‌ای است كه فقط موارد مثال در آن ذكر می‌شود و مصداق مثال شما ذكر نمیشود؟

2. در بند 5 مقاله منتشره از سوی شما، عنوان شده:" آیا اگر بجای حصر كردن برخی بزرگان در خانه‌هایشان و تبعید بسیاری دیگر به سایر شهرهای دوردست .... باب گفتگو و مراوده را باز میكردم كار من به فرار نمیكشید؟"
سوالی كه این حقیر از شما دارم این است؛ میتوانید بفرمایید دقیقا در كدام كشور عربی بزرگان در خانه‌هایشان حصر شدند؟!!
آیا به واقع منظور شما سران فتنه محصور در خانه‌هایشان نیست؟!!!

و نكته بعدی را خدمت برادر گرانقدر شریعتمداری دارم:
جناب آقای شریعتمداری!!
بنده نه با عناصر جریان موسوم به انحرافی سر و سری دارم و نه  مراوده‌ای!! ولی این سوال جدی برایم ایجاد شده، اگر بجای سردار اعلایی؛ مشایی، بقایی یا اشخاصی از جناح دیگری این اراجیف و مهملات را سر هم كرده بودند و بعدش قصد توبه و انابه داشتند جنابعالی باز هم اینقدر رئوفانه و با سعه صدر این مطالب را ـ آن هم در صفحه 14 ـ چاپ میكردید؟
یا اینكه تیتر یك شما میشد و با هزاران نیش و تشر از طرف مقابل انتقام مضاعف میگرفتید؟!!

گاهی اوقات به دین مداری برخی از دوستان بقدری شك میكنم كه از عاقبت خودم بیمناك میشوم:

- در محفل عزا و دعا به افراد فحاشی و هتاكی می‌شود با اسم روشنگری!! كسی به روی مبارك نمیاورد!
- فردی ادعایی در باب دین دارد و دم از مكتبی در ایران میزند، بدون توجه به منظور فرد، علیرغم تاكید رهبری براینكه نیت وی از این موارد نیت سوء نیست ـ باز وی را به ضدیت با اسلام متهم میكنند!!
- رهبری با تبیین شاخصه‌های انحراف، در مرقد امام صریحا میفرمایند كسی كه چهارچوب نظام را قبول دارد منحرف نیست!! نباید چون مذاق سیاسی ما با افراد یكی نیست آنها را منحرف بنامیم!! اگر جرم مشخص وجود دارد فقط قوه قضاییه باید با مدرك افراد را براساس قانون توبیخ كند!! ولی باز می بینیم، عده ای كه دم از ولایت مداری میزنند، هنوز واژه جریان انحرافی را در نشریاتشان میچرخانند و اذهان عموم را مشوش میكنند!!

خداوند انشاءالله به همه ما ذره‌ای تقوای واقعی عنایت كند!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: سه شنبه 1390/10/27 :: توسط : مصطفی نجفی


در روز عزا حرمت ارباب شکستند ، علمدار کجایی علمدار کجایی
این فتنه گران راه عزادار تو بستند، علمدار کجایی علمدار کجایی






نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: چهارشنبه 1390/10/7 :: توسط : مصطفی نجفی




نمیدانم چه آتشی به وجودشان انداخته ای

شنیده م با آبرویشان بازی کردی ، حیثیت نیروهایشان را در عراق به بازی گرفته ای ، سیلی سختی در لبنان حواله شان کردی !

یاد بازی بچگی ها افتادم ، من تک شما همه

حالا تو تک ، تمام اتحادیه اروپا و آمریکا همه مقابل تو

سردار خبرداری در همه ی لیست ها هستی ؟

دیروز به لیست تحریم اضافه شدی ، امروز کنگره ی آمریکا هم برنامه ی ترورت را اعلام کرده…

همین ست دیگر ، وقتی با حیثت آمریکا در خاک عراق بازی می کنی ، همین ست ،

وقتی در لبنان پوز اسرائیل را به خاک که نه به لجن می مالی همین ست ،

نمیدانم دیگر کجاها ، جبروت آن ها را زیر اقدام َت له کرده ای… ولی صدای سیلی خوردنشان از بیانیه هایشان بلند ست

سردا شنیده ام به خبرنگاری گفتی : آرزوی شهادت داری ، حتما شنیده ای که سردار سر  ِ دار….

نمیدانم شاید دلت برای احمد کاظمی ات تنگ شده…

جایی شنیده بودم برای کشته ات هم جایزه گذاشتن ،

کشته بشوی که چه ؟ جنازه ی شیر هم ، باز شیر است ، این جماعت از کشته ی تو هم می ترسند .

مگر نشنیده ای ” لشگر قاسم سلیمانی”… تو تنهایی یک لشگری برای خودت

علمدار لشگر ِ سید علی ، دست عـلـــــی (ع) به همراهت





نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: شنبه 1390/08/14 :: توسط : مصطفی نجفی


روزنامه وال استریت ژورنال گزارش داد که در واکنش به یک سری تجاوزهای اخیر در پارک اسلوپ شهر نیویورک در مجاورت بروکلین، افسران پلیس مستقر در این محل، زنانی را که احساس می‌کنند وضعیت پوشش نامناسبی دارند متوقف ساخته و به آنها تذکرات لازم برای تغییر در نوع لباس‌شان را می‌دهد.
یکی از زنان رهگذر در مصاحبه با وال استریت گفت: «او [پلیس] به لباس من اشاره کرد و گفت: آیا فکر نمی‌کنی که دامنت کمی کوتاهه؟ او همچنین به لباس‌های زنان دیگر اشاره کرده و گفت که آنها بخش زیادی از بدن خود را عریان گذاشته‌اند.»
این زن افزود که پلیس به وی گفته است که این نوع پوشش وی سبب می‌شود تا تجاوزکنندگان بتوانند به راحتی وی را هدف قرار داده و مورد اذیت و آزار قرار دهند. این نوع عملکرد نیروهای پلیس شهر نیویورک در واکنش به ده تجاوز جنسی است که از ماه مارس امسال تاکنون رخ داده است.

رییس پلیس شهر نیویورک پائل براون در ایمیلی به مجله وال استریت گفت: «این پلیس نیست که به زنان می‌گوید چه چیزی را نپوشند… بلکه تنها به آنها خاطر نشان می‌کند که در بخش عمده‌ای از این تجاوزها، افراد متجاوز به زنانی حمله کرده‌اند که دامن‌های کوتاه و لباس نامناسب به تن داشته‌اند»
جسیکا سیلک عضو سیف اسلوپ، گروهی که در اعتراض به این تجاوزها شکل گرفته است، می‌گوید که چنین تعاملاتی بین پلیس و شهروندان «کاملاً نامناسب» است.
وی می‌افزاید: «متأسفانه این کار می‌تواند تبدیل به تعاملی متداول بین زنانی شود که مورد حمله قرار گرفته‌اند، اما پیام آن نباید این باشد که شما نباید دامن بپوشید. بلکه پیام این کار باید این باشد که راه‌هایی وجود دارد که شما می‌توانید به وسیله آنها از خودتان محافظت کنید.







نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: پنجشنبه 1390/08/5 :: توسط : مصطفی نجفی


خدایی معرفت از تار تار سیبلیات می باره داداش!!
معرفت سیبلات می ارزه به ریش پر از ریا و دروغ هزارتا شیخ و مدعی که اسم آقا رو یدک میکشن و واسه حرفاش تره هم خورد نمیکنن!!!
خیلی با مرامی ـ دمت گرم!!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: دوشنبه 1390/07/25 :: توسط : مصطفی نجفی
مدت​ها بود که این سوال ذهنم رو درگیر کرده بود، چرا شیعه نماز رو سه نوبته میخونه؟؟؟
- آیا صرفاً راحتی بوده یا اینکه مثلا چند باری پیامبر (ص) این کار رو کرده، پس شیعه ترجیح داده گزینه راحتتر رو انتخاب کنه؟
واقعاً برام خیلی سخت بود بپذیرم که شیعه​ای که حاضره تو کربلا قطعه قطعه بشه، یا خون خودش رو برای آبیاری نهال اسلام بریزه، اینجا بخواد کم بگذاره.
از طرفی هم خیلی تو سایتها و کتب دینی دنبال این مطلب می​گشتم ولی دلیل خیلی واضحی براش پیدا نمیکردم؛ خوب مساله کمی نبود، اهل سنت مدام اینو مثله پتک تو سر شیعه میزنن که شمایید که از سنت نبوی تخطی میکنید، و در جواب هم ما عملاً حرف محکمی نداشتیم.
گذشت تا اینکه یکبار یه کتابی رو دیدم که چاپش سنگی و چاپ سال 1299 شمسی بود یعنی فکر کنم حتی اون موقع این چاپ سنگیش هم تازه تازه بوده باشه، یعنی میخورد به اواخر دولت قاجاریه و احتمالا اولین سالهای دولت ننگین پهلوی.
خلاصه اسم کتاب "موسوعه الشیعه" نوشته سید محمد شیرازی هست که متاسفانه از اکثر افرادی که پرسیدم نه نویسنده رو میشناختند و نه اسم کتاب رو.
تو این کتاب خیلی اتفاقی مطلبی رو دیدم که برای اولین بار مدعی دلیلی بسیار منطقی​تر و جنجال برانگیزتر از دلائل حاضر - برای این مساله که چرا شیعه نماز را سه نوبته میخونه ـ دیدم. وقتی  هم جست و جو کردم ریشه​هایی از صدق و وثوق مطلب یافتم ؛ مخصوصاً در آثار تیجانی صاحب کتاب "آنگاه هدایت شدم" معروف! (ر.ک کتاب: اسلام پیامبر و اسلام سیاست بازان - نوشته تیجانی)
سید محمد شیرازی مدعی شده بود که زمانی که بیماری به جان مبارک رسول اعظم اسلام (صلی الله علیه و اله) اثر  و بدن مطهر حضرت رو زمین گیر کرده بود؛ عده ای در همان موقع (حیات پیامبر)؛ - همچون داستان صفین که قران را سر نیزه کردند و جلوی علی ایستادند - آشکارا وقتی احتمال فوت رسول اکرم بین صحابه مطرح می​شد، دم از کتاب خدا و سنت نبوی (برخلاف اهل بیت ایشان) میزدند. این مساله رو بقدری وقیحانه و آشکار میزدند که حضرت رسول به واکنش دربرابر این حرکت ایستادند.
درچنین شرایطی دو جریان در مدینه شکل میگیرند؛ کسانی که مدعیند سنت رسول خدا درخطراست!!  و با کمال وقاحت هرگاه پیامبر از ایشان میخواهند که کاغذ و قلمی مهیا کنند تا ایشان وصیت نمایند، میگویند: ان الرجل لیهجر!!
یعنی وی (معاذالله - پیامبر) هذیان میگوید!!
و جریان دوم - جریانی که وفادار به پیامبر ماندند و وصی بحق او را به رسمیت شناختند که متاسفانه در اقلیت بودند.

در چنین شرایطی بود که رسول اکرم (صلی الله علیه و اله) تصمیم به تغییر در سنت خود شدند و برای آنکه نشان دهند تمایل به کدام دسته دارند، ایشان فاصله بین غدیر تا وفات، تمامی نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشاء را به جمع خواندند. (ظاهراً قشر اول به این مساله بسیار اصرار داشتند و با این حرکت نبوی نیز مخالفت میکردند.) و جدای از این مطلب در تمامی نمازها بقدری تامل میکردند که امیرالمومنین علی علیه السلام می​امدند و در پشت سر حضرت در صف اول قرار میگرفتند و بعد ایشان نماز را شروع میکردند. (طبق فقه اسلامی درصورتیکه در حین نماز امام جماعت به هردلیلی نتواند نماز را بخواند یا در میان نماز از حال برود، نفر پشت سر ایشان امام محسوب شده و مردم به امامت وی نماز را به پایان میبرند.)

علت اینکه این حادثه که برای بسیاری از جزئیات آن، امارات و اسناد تاریخی زیادی وجود دارد - چرا تا کنون مغفول مانده و برای مردم تبیین نشده ـ و چرا مسکوت مانده چیزی نمیدانم اما این حادثه نیز بمانند بسیاری دیگر از حوادث و وقایع صدر اسلام برای ما دارای مصداق و درس​آموزه.

اخیراً در کنایه​های افرادی معلوم الحال و منافق صفت می​شنوم که دم از نگرانی برای "راه امام" میزنند و مدام این مساله رو تکرار میکنن که راه امام منحرف شده و کذا و کذا...

البته کمی دقت در احوال این انسانها کاملاً میزان پایبندیشون به راه امام رو مشخص میکنه ولی چیزی که ما رو ازار میده شدت وقاحت و پررویی این افراد هست.

آری باز هم تاریخ تکرار و تکرار شد.
باز هم عده ای با اسم امام و به اسم راه امام؛ به جنگ هویت امام رفتند و نه تنها امام رو، بلکه به دنبال این هستند که هویت امام را هم در مرقدش دفن کنند.
امام در همه حال مردم رو به حمایت از ولایت فقیه دعوت میکرد ولی این عده با استناد به حرفهای امام به جنگ با وصی امام میرند.

باز هم تاریخ تکرار و تکرار شد؛ ولی با یک تفاوت، و آن اینکه اگر از سرهای ما پشته ها سازند!! اگر هر روزمان را به عاشورا و همه جا برای مان کربلا کنند ـ محال است که فرزندان ما در تاریخ بخوانند: خامنه​ای تنها ماند....





نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: جمعه 1390/07/15 :: توسط : مصطفی نجفی
غربی‌ها با سه کلیدواژه‌ی آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر افکار عمومی را اداره می‌کردند. شرقی‌ها با دو کلیدواژه‌ی مبارزه‌ی پرولتاریا با امپریالیسم و برابری. امام پنج کلیدواژه‌ی قرآنی را در مقابل آن پنج کلیدواژه قرار دادند.
اصل «امامت‌محوری» مهم‌ترین کلیدواژه بود. سیستم امت-امامت حرف جهانشمول اسلامی بود که در عرصه‌ی سیاست احیا شد.
ده سال هر کاری کردیم، یک رسانه‌ی غربی پیدا شود که بگوید «امام خمینی»، نشد! همه می‌گفتند «آیت‌الله خمینی».
یه بار به یکی از اساتید علوم سیاسی آلمانی گفتم «چرا رسانه‌های شما نمی‌گویند امام خمینی؟». خنده‌ای کرد و گفت «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!». کیف‌اش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمه‌ی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود. گفت «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص می‌شود. چون کلمه‌ی "امام" قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار می‌دهیم. کلمه‌ی "رهبر" به نفع ما و کلمه‌ی "امام" به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان می‌گوییم "آیت‌الله"، اما "امام" یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان آن طور می‌شود امام امت اسلامی که مسلمان‌های دنیا را دور خودش جمع بکند!». با این صراحت این را به من گفت.

شهریور 58 که در مجلس خبرگان قانون اساسی شهید بهشتی کلمه‌ی امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی گفت شما نمی‌توانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند. وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نائب امام زمان و امام امت اسلامی است، کشور ریخت به هم. بازرگان اعلام استعفای دسته‌جمعی دولت را کرد. امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود. سر یک کلمه کشور ریخت به هم!
امامت‌محوری، امّت‌گرایی، عدالت‌گستری، و دوقطبی مستکبرین-مستضعفین اساس تئوری امام خمینی بود.

امام خمینی از دنیا رفتند. آقای هاشمی رفسنجانی آمدند پنج روز بعد از رحلت امام خمینی در دومین خطبه‌ی اولین نمازجمعه‌ی بعد از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند. یک : «ما نمی‌خواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشی ایشان "امام" بگوییم». این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب؛ امام حاضر شد شهید بهشتی را قربانی کند برای این کلمه؛ قانون اساسی پنج بار روی امامت ولی فقیه تأکید کرده، امام این را از سال 48 مطرح کرده، شما می‌گویی نمی‌خواهیم؟ به اسم اعزاز امام خمینی گفتند به جانشین‌اش نمی‌گوییم امام! انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را می‌خواهم با شما دفن کنم! جمله‌ی دوم‌شان این بود : «خبرگان مرجع تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام.






وقتی ایشان جای «امام» گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت». یعنی عملاً سیستم ملت-رهبر انگلیسی‌ها را پذیرفتیم و سیستم امت-امامت امام خمینی را کنار گذاشتیم. وقتی «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران قرآنی» -که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند-، تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی «شهروند» و « هموطن».
اما کلمه‌ی سوم یعنی «عدالت»؛ مقدس‌ترین کلمه‌ای که آقای هاشمی در دوران ریاست‌جمهوری‌شان ابداع و به تحمیل کردند به نظام اسلامی، کلمه‌ی «توسعه» بود. فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و پیغمبر (ص) و علی مرتضی (ع) تعریف می‌کنند، اما «توسعه» را صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و صهیونیست‌های عالَم.
در عرصه‌ی بین‌الملل هم دو کلیدواژه‌ی قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» را ایشان اصلاح کردند و گفتند «مستکبرین» فحش و توهین‌آمیز است! به جایش بگوییم «قدرت‌های جهانی»! خب وقتی گفتی «مستکبرین» باید با آن‌ها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرت‌های جهانی» باید با آن‌ها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیب‌پذیر»؛ یعنی آدم‌های بی‌عرضه‌ای که خودشان پذیرای آسیب‌اند!
پنج کلیدواژه‌ی قرآنی امام خمینی که اساس گفتمان نهضت اسلامی بود، توسط ایشان تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژه‌هایی که دشمنان می‌خواستند.
تا موقعی که کلیدواژه‌های قرآنی امام خمینی –که رأس آن‌ها امام بودن ولی فقیه است- احیا نشود، هر کاری که بکنیم، وصله‌پینه کردن است.
شما هر لعنی که به ...... بکنید، این قدر جگر دشمنان نمی‌سوزد که بگویید «امام خامنه‌ای».
مشکلی که هست هم این است که همه می‌گویند «دیگران بگویند ما هم می‌گوییم!». اصولگراها می‌گویند صداوسیما شروع کند، ما هم می‌گوییم! صداوسیما می‌گوید ما که از روحانیون نمی‌توانیم جلو بیفتیم! روحانیون می‌گویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمی‌توانیم جلوی مردم بگوییم! مدیران ارشد می‌گویند وقتی جوانان انقلابی هم نمی‌گویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟! و...
بعضی هم می‌گویند نگوییم چون قبلاً کسی (حشمت‌الله طبرزدی) این کار را کرده و سابقه‌ی خوبی ندارد این کار در ذهن مردم! خب خوب‌ها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم آن‌ها ثبت شود و آن سابقه پاک شود.
آیت‌الله سید محمدباقر حکیم پا می‌شود می‌رود نجف. از آن‌جا نامه می‌نویسد به «حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای». یک هفته بعد شهیدش می‌کنند. آن مرد بزرگ می‌فهمد که باید از آن‌جا پیغام دهد «امام خامنه‌ای».
سید حسن نصرالله می‌فهمد در سخت‌ترین شرایطی که دارد، باید بگوید امام خامنه‌ای! ما اینجا نشسته‌ایم و نمی‌گوییم!





اگر نعمت خدا را قدر ندانیم، می‌فرماید «انّ عذابی لشدید». روز قیامت هم آن‌جا ندا داده می‌شود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون». هی حرف را انداختند از این طرف به آن طرف.





نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: جمعه 1390/07/15 :: توسط : مصطفی نجفی


انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران با اشاره به اتمام استمهال یک ماهه فائزه هاشمی خواستار تسریع در بررسی پرونده وی در دادگاه انقلاب اسلامی شد.

 
 به گزارش فارس، انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران با صدور بیانیه‌ای و با اشاره به گذشت 5 روز از پایان استمهال یک ماهه فائزه هاشمی خواستار اقدام عاجل قوه قضائیه در بررسی این پرونده و ممانعت از به تأخیر افتادن روند اجرای عدالت شد.

:::متن کامل بیانیه:::







نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: سه شنبه 1390/06/29 :: توسط : مصطفی نجفی


( کل صفحات : 16 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : مصطفی نجفی
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :